الشيخ رسول جعفريان
348
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
همه نبايد اين تصور را نادرست پنداشت كه پس از خروج اولين گروه ، مدتى به طول انجاميده تا گروه يا گروههاى بعدى به تناوب و تدريج هجرت كردهاند ، زيرا در تمامى مآخذ حتى سيرهء ابن اسحاق و لو به اجمال از اين دو مرحله سخن گفته شده است . « 1 » بلاذرى در ذيل اسامى مهاجران غالباً به هجرت فرد مورد نظر در دفعهء اول يا دوم اشاره مىكند . « 2 » در مورد برخى از صحابه نيز تصريح شده در در هر دو هجرت حضور داشتهاند . « 3 » در اين صورت مقصود از هجرت دوم بايد لااقل مربوط به يكى دو يا حتى سه سال بعد باشد . بيهقى به نقل از واقدى و به عنوان هجرت دوم به حبشه از قول عبد الله بن مسعود ، واقعه هجرت را شرح مىدهد « 4 » . در اين نقل عبد الله بن مسعود مىگويد : مهاجرين هشتاد نفر بوده و جعفربن ابى طالب همراه ما بود . اين نقل فى حد نفسه در صدد بيان هجرت اول و دوم نيست اما واقدى آن را به عنوان مرحلهء دوم هجرت آورده است . مشكل ديگر در تاريخ هجرت به حبشه سخن موسى بن عُقْبه است كه زمان آن را وقتى مىداند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همراه بنى عبد المطّلب به شعب وارد شدند « 5 » . ابن عبد البر نيز مىگويد : وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم داخل شعب شد از مؤمنانى كه در مكه بودند خواست تا به حبشه هجرت كنند « 6 » . با اين حال مورخان ، سال پنجم بعثت را سال هجرت به حبشه دانستهاند . آيا ممكن است كه پس از رفتن يك گروه ده تا پانزده نفرى مدتى گذشته باشد تا آنكه در اوايل رفتن رسول خدا به شعب ، مرحله دوم هجرت صورت گرفته باشد ؟ تذكر اين نكته لازم است كه مشركين پس از آنكه امنيت و آرامش مسلمانان را در حبشه ديدند دست به نوشتن « صحيفه » زدند و بنى هاشم را در شعب محصور كردند . 3 - انتخاب حبشه چرا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مسلمانان را به هجرت به حبشه فرا خواند و نه جاى ديگر ؟ دليل اين مسأله در سخنانى كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم منسوب شده آمده است ؛ آن حضرت فرمود : در آنجا پادشاهى است كه در حق هيچ كس ظلم روا نمىدارد و آنجا سرزمين صدق و درستى است . « 7 » مورخان يادآور شدهاند كه حبشه يكى از مراكزى بوده كه قريش براى تجارت به
--> ( 1 ) . دربارهء دليل اين اجمال نك : سيرهء رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ، زرياب ، ص 156 - 155 ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 227 - 198 ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 84 ( 4 ) . دلائل النبوه ، ج 2 ، ص 298 ( 5 ) . دلائل النبوه ، ج 2 ، ص 285 ( 6 ) . الدرر ، ص 27 ( 7 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 321